تبلیغات
تاریخ ایران زمین - دایتی
فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاك بسپارند تا اجزای بدنم ذرات خاك ایران را تشكیل دهد(كوروش بزرگ)

دایتی

سه شنبه 1390/08/3 19:25

نویسنده : داریوش بزرگ هخامنشی

دایتی یا دائیتی یا دائیتیا یا دایتیا در اوستا (Vahvi Daitya ) رودخانه‌ای اساطیری که به نظر برخی محققان در شرق ایران است که بعدها آن را با رودخانه‌ای در آذربایجان، احتمالاً سفید رود یکی دانسته‌اند. در یشت‌های اوستا چند بار از رود دایتی نام برده شده‌است.[۱] اسم اصلی و ایرانی این رود باید وخشو باشد که به معنی فزاینده و بالنده‌است. در سانسکریت اوخشینت در پهلوی وخشیتس است.[۲]

  • در یشت ۵ (آبان یشت) در بند ۱۰۴ آمده‌است، «او را بستود زرتشت پاک در آریاویچ در کنار رود دائیتیا با هومبرسم با زبان خرد با پندار و گفتار و کردار نیک با زَور و با کلام بلیغ»[۳] آمیخته به شیر با
  • در یشت ۹ (گوش‌یشت) یا (درواسپ‌یشت) ۲۵، عیناً مشابه بند ۱۰۴ آبان یشت است، اما در انتهای آن «از او کامیابی را درخواست.» نیز آمده‌است.[۴]
  • در یشت ۱۷ (اردیشت) بند ۴۵، آمده است «او را بستود زرتشت پاک در ایرانویج (در کنار رود) دائیتیا نیک.»[۵]
گروهی از محققان برآنند که اگر ایرانویج همان خوارزم باشد، آمودریا نیز همان رود مقدس دایتی است که در اوستا و کتاب‌های پهلوی از آن به عنوان رودی جاری در ایرانویج یادشده‌است. گویا نام این رود از ریشه واژه «دات» به معنای داد و قانون گرفته شده‌است. نام مذکور اغلب با صفت ونگوهی نیز همراه شده که به معنای وِه (به) و نیک است، از این‌رو نام مزبور در نوشته‌های پهلوی به صورت وِه روت (بهرود) آمده و نزد چینیان نیز چنین خوانده شده‌است. بارتولد بر این عقیده است که نام آریایی آمو، وَخش و نام رودی که از کنار آن می‌گذرد، نیز وَخش، وَخشو (Vaxshu) و وخشاب بوده‌است. نام وخشو (به معنای فزاینده و بالنده) از فعل وَخش است و این فعل در اوستا به معنای افزودن، بالیدن و ترقی کردن بسیار به کار رفته‌است. صورت سانسکریت آن اوخشینت است و کلمهٔ اُکسوس (Oxus) که جغرافی‌نویسان قدیم یونان و روم در مورد این رود به کار برده‌اند، مأخوذ از همین واژهٔ ایرانی است


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -